چهارشنبه ۲۸ مرداد ۰۵

دیدگاهی تازه درباره دعانویس کوهبنان

رسانده بود و تمام ابزارهای خود را به جز عبور، که برای گرفتن گذر متون کهن ستارگان باقی شیطانی مانده بود، سوار کرده بود. اما هوای بد با وقفه‌ای اندک ادامه داشت. در روز سوم، طوفان دعا نویسی شدیدترین شدت خود را داشت و ویلیواها به طوفان‌های کوتاهی تبدیل شدند که در دعانویس برخی از آنها مریوان شهر دعا کشتی به گل نشست و لنگرهایش را خراب کرد. در روز دهم، ذکر روزی خشک و صاف رمل داشتیم که به ما اجازه داد لنگرها را ببینیم و دوباره پهلو بگیریم. هوای خوب فقط شیاطین بانه شهر دعا چند ساعت دوام داشت، سپس طوفان دوباره شروع شد

و با وقفه‌ای اندک تا روز حرکت ما (بیست و توسل چهارم) ادامه یافت. از چهارم تا بیست و دوم، آسمان چنان ابری بود که پیشینه تاریخی تنها گذرهای ثبت شده همزاد در این فاصله، یکی از ستاره‌های قلب‌العقرب، یکی از شیاطین ستاره‌های قلب‌العقرب و یکی از لبه‌های مشرکان ماه بود، هرچند کاپیتان فاستر حتی نزدیک تلسکوپ می‌خوابید، با نهایت اشتیاق برای رصد. در شب بیست و دوم، چهار ستاره دیده شدند.{204}مشاهده شد، که به وسیله آن خطای ساعت به طور رضایت بخشی مشخص شد. پلوویومتر کاپیتان فاستر، به اندازه یک فوت مکعب، که اعمال صالح روی پایه‌ای در ارتفاع دو فوتی

از سطح زمین، در ارتفاع چهل و پنج فوتی از سطح دریا قرار داشت، پس از سی روز، هشت اینچ و یک چهارم باران را در خود جای داده بود؛ بنابراین، با توجه به مقدار عبادت کردن تبخیر شده، حداقل دوازده اینچ باید باریده باشد. روز بعد از ثبت کیمیاگری حرز مورد فوق، ظرف فقط هفت اینچ و یک چهارم باران را در خود جای طلسم نویس داده بود؛ بنابراین در بیست و چهار ساعت یک دین اینچ تبخیر شده بود که می‌توان از آن در مورد نوع آب و هوایی کوهبنان شهر دعا که تجربه کردیم و رطوبت آب دعا و هوا ایده‌ای

به دست آورد. در مورد ویژگی‌های زمین‌شناسی، فقط می‌توانم اضافه کنم که تمام جزایری که در آنها فرود طلسمات آمدم، و به گمانم تمام جزایر دیگر، از سنگ سبز با ویژگی‌های مختلف تشکیل جفر شده‌اند. بخش پایینی یا پایه، طلسم که کمتر تجزیه شده است، سنگی سبز رنگ و ریزدانه است که در آن اجزای تشکیل‌دهنده آنقدر با هم ترکیب شده‌اند که از یکدیگر قابل تشخیص جادو سیاه نیستند. گاهی اوقات در لایه‌هایی با شیب‌های مختلف، از 20 درجه تا 45 درجه نسبت به خط عمودی، ظاهر می‌شود؛ و بسیار شبیه به سنگی است که به فرشتگان طور متناوب با گرانیت

در تنگه ماگالهانس، در ورودی باربارا، مذهب و همچنین در اطراف بندر پاند و خلیج بل قرار دارد. در ارتفاع بیشتر، فلدسپات غالب است، هورنبلند در بلورهای متمایز مشاهده می‌شود، [122] و دعا سنگ حاوی مقدار قابل توجهی آهن است که در رنگ مایل به قرمز کلیسا سطح آن مشاهده می‌شود. من قبلاً متوجه خاصیت مغناطیسی این سنگ شده بودم که کم و بیش به مقدار هورنبلند بستگی داشت: سنگ‌های ساحلی انواع مختلفی از سنگ سبز هستند. قسمت‌های پایین‌تر تپه‌ها، اطراف خلیج سنت مارتین، پوشیده از درختان انبوه راش همیشه سبز دعانویس با دعاگر برگ‌های صاف است که قبلاً در

موردشان توضیح داده‌ام. برگ‌های آن نسخ خطی هنگام حرکت ما، مانند جادوگر اوج تابستان، تازه و درخشان بودند؛ اما برگ‌های راش برگ‌ریز، رنگ پاییزی به خود گرفته بودند و به سرعت می‌افتادند. قطر هیچ‌کدام از این جوزم شهر دعا گونه‌ها از شش یا هشت اینچ بیشتر نشد. پوست درخت زمستانی{205}در مکان‌های سرپوشیده یافت می‌شوند، اما ابعادشان بزرگتر از راش نیست. [123] در جاهایی که درختی رشد نمی‌کند، زمین پوشیده از دسته‌های کامیتیس و دوناسیا دعا است که به رنگ سبز روشن، به کناره‌های تپه‌ها ظاهری سرزنده و سرسبز می‌دهند. اگر وضعیت آب و هوا اجازه می‌داد قایق‌های ما از مجاورت خلیج خارج شوند،

یا اگر جنگل‌ها امکان جمع‌آوری مجموعه‌هایی برای تاریخ طبیعی را فراهم می‌کردند، اقامت ما دلپذیرتر می‌بود؛ اما، به استثنای چند قره‌قاز، غواص و «بخاری»، و گاهی اوقات یک شاهین تنها یا یک «سگ سان» پاتاگونیایی، هیچ اثری از حیات جانوری ندیدیم. هیچ سرخپوستی به ما نزدیک نشد، زیرا از پرنده‌ی «چنتیکلر» ترسیده و فراری داده شده بود. زیرا وقتی کاپیتان فاستر شب هنگام، پس دعا از تلاش برای فرود در دماغه طلسم هورن، غایب بود، چندین موشک به عنوان علامت تعویذ شلیک شد و چند هندی که در آن زمان در خلیج بودند، جفت روحی چنان نگران شدند که روز بعد

رفتند و دیگر هرگز خود را نشان ندادند، اگرچه به جرات می‌توانم بگویم که آنها ما را فرشته به دقت دعانویس زیر نظر رمال داشتند. پس از تهیه آذوقه مورد نیاز کشتی چانتیکلیر، کافر آماده شدیم تا خلیج سنت مارتین را ترک کنیم. در
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.