جمعه ۰۱ اسفند ۰۴ | ۱۲:۲۷
۷ بازديد
آقای اولیری خطاب به مردم عادی ایرلند در کتاب «تاریخ شورش » خود میگوید که جزوه اسقف کلوین «به روح اختلاف تقدیم شده بود». دکتر وودوارد به هیچ وجه آن متعصبی نبود که وانمود میکرد؛ سنگ قبر او در کلیسای جامع کلوین ثبت شده است که «او دوست صمیمی رهایی کاتولیکها بود.» [602]نسخهای بسیار هوشمندانه و شاعرانه از این و دیگر سخنرانیهای اولیری با عنوان «اولیریاد» منتشر شد و به نظر طلسم طلسم نویس میرسد که برای جلب توجه به جزوههای وفادار اولیری و برای تقویت و القای استدلالهای طلسم نویس شهر درچه آنها در ذهن عموم نوشته شده است.
(چاپ شده در دوبلین و تجدید چاپ در کورک توسط رابرت دابین، ۱۷۸۷). رجوع کنید به «جزوات هالیدی»، آکادمی سلطنتی ایرلند، جلد ۵۱۴. [صفحه ۲۵۳] فصل هفدهم نیابت سلطنت - دعا مبارزه بین اردوگاههای ویگ و توری - اولیری و پرنس آو ولز اسناد دولتی هیچ توضیحی در مورد آنچه پلودن «قطع خودسرانه مستمری اولیری» مینامد، ارائه طلسم نمیدهد. حادثه تاریخی زیر، که اکنون فراموش شده و جزئیات آن جالب است، ممکن است منجر به آن اقدام شده باشد. در سال ۱۷۸۹، در دوران جنون جورج سوم، مبارزه بزرگی طلسم نویس شهر راوند بین پارلمانهای انگلستان و ایرلند طلسم نویس بر سر مسئله ایجاد نایبالسلطنه شاهزاده ولز درگرفت.
شاهزاده در این زمان از نظر سیاسی و اجتماعی با ویگها پیوند خورده بود. پیت، از ترس اینکه نایبالسلطنه شدن برای جاهطلبی و کابینهاش دعا مخرب باشد، در جادو و طلسمات برابر حق وارث قانونی برای اداره حکومت طلسم نویس شهر قهدریجان پدرش مقاومت کرد و اعلام کرد که «شاهزاده در دوران دعا ناتوانی پدرش حقی برتر از هر رعیت دیگری در قلمرو ندارد.» پارلمان ایرلند در خطابهای خطاب به شاهزاده از او خواست که «حکومت ایرلند را در طول دوران ناتوانی پادشاه جادو و طلسمات و نه بیشتر از آن، به عهده بگیرد؛ و تحت عنوان نایبالسلطنه شاهزاده ایرلند، به نام و از طرف اعلیحضرت، طبق قوانین و قانون اساسی آن پادشاهی، تمام اختیارات سلطنتی، صلاحیت قضایی و امتیازات مربوط به تاج و حکومت متعلق به آن را اعمال کند.» پلهام، در حالی که از «ترفندها و
دسیسههای جناح آقای پیت» صحبت میکرد، اضافه میکند: «وقت ندارم بیان کنم که شاهزاده چقدر تحت تأثیر اعتماد و دلبستگی پارلمان ایرلند قرار گرفته است.» پورتلند نیز همین لحن را دارد. اسناد باکینگهام مطالب غنی دعا برای تاریخچه این موضوع ارائه میدهند.[صفحه ۲۵۴] مبارزه. سردبیر محترم اذعان میکند که «پارلمان ایرلند حق مسلم تصمیمگیری در مورد نیابت طلسم نویس شهر داران سلطنت را به روش خود حفظ کرد.» موضع لرد باکینگهام به طرز عجیبی شرمآور شده بود. در صورت انجام چنین خطابهای، چه مسیری باید در پیش گرفته شود؟ این طلسم مخمصه آنقدر عجیب بود و ملاحظات قانون اساسی از چنان اهمیتی برخوردار بود جادو و طلسمات که نگرانیهای جدی را برای دولت بهترین دعانویس شهر ایجاد کرد.[604] امیدهایی وجود داشت که پادشاه بهبود یابد.
نایبالسلطنه دستورهایی برای استفاده از تاکتیکهای بازدارنده طلسم نویس شهر فولاد شهر دریافت میکند: «از طلسم هر تلاش ممکن، با تمام توان، استفاده کنید، در مورد هر سؤالی بحث کنید، در مورد هر سؤالی اختلاف نظر داشته باشید، طلسم نویس جلسه را به تعویق بیندازید و هر روش جادو و طلسمات دیگری را که میتوانید پیشنهاد دهید، برای به دست آوردن زمان به طلسم نویس کار بگیرید!»[605] اما نایبالسلطنه اقدامات بهترین دعانویس شهر بیشتری انجام داد. او آشکارا تهدید کرد که هر حریفی را «قربانی رأی خود» خواهد کرد. به فیتزگیبون قول داده شد که در صورت پیروزی در انتخابات پیت، نشانها و مقام اشرافی را دریافت کند. به طور متناوب از تطمیع و تهدید استفاده میشد.
مقامهای اشرافی کیلمین، گلنتورث و کلونکوری به پول نقد فروخته شدند و درآمد حاصل از آن صرف خرید اعضا شد. در همین حال، حال پادشاه رو به بهبودی رفت. در پی آن، رئیس دعا دفتر اسناد رسمی، خزانهدار، متصدی مجوزها، رئیس کل پست، وزیر جنگ، حسابرس تمبر و سایر کارمندان دولت برکنار شدند. دوک لینستر، لرد شانون و خانواده پونسونبی به صندوق سپرده شدند. مشاغلی که مدتها غیرفعال مانده بودند، احیا شدند، مشاغل تشریفاتی ایجاد شدند، حقوقها افزایش یافت؛ در حالی که مناصبی مانند هیئت تمبر و حسابها که تاکنون توسط یک نفر اداره میشد، به یک نهاد مشترک تبدیل شد.
اداره وزنکشی کورک به سه بخش تقسیم شده بود که وظایف آن توسط نمایندگان انجام میشد، در حالی که مدیران، بهترین دعانویس شهر که سود را به جیب میزدند، کرسیهایی در پارلمان داشتند. طلسم نویس در سال ۱۷۹۰، صد و ده نفر از اعضای مجلس نمایندگان بودند.
(چاپ شده در دوبلین و تجدید چاپ در کورک توسط رابرت دابین، ۱۷۸۷). رجوع کنید به «جزوات هالیدی»، آکادمی سلطنتی ایرلند، جلد ۵۱۴. [صفحه ۲۵۳] فصل هفدهم نیابت سلطنت - دعا مبارزه بین اردوگاههای ویگ و توری - اولیری و پرنس آو ولز اسناد دولتی هیچ توضیحی در مورد آنچه پلودن «قطع خودسرانه مستمری اولیری» مینامد، ارائه طلسم نمیدهد. حادثه تاریخی زیر، که اکنون فراموش شده و جزئیات آن جالب است، ممکن است منجر به آن اقدام شده باشد. در سال ۱۷۸۹، در دوران جنون جورج سوم، مبارزه بزرگی طلسم نویس شهر راوند بین پارلمانهای انگلستان و ایرلند طلسم نویس بر سر مسئله ایجاد نایبالسلطنه شاهزاده ولز درگرفت.
شاهزاده در این زمان از نظر سیاسی و اجتماعی با ویگها پیوند خورده بود. پیت، از ترس اینکه نایبالسلطنه شدن برای جاهطلبی و کابینهاش دعا مخرب باشد، در جادو و طلسمات برابر حق وارث قانونی برای اداره حکومت طلسم نویس شهر قهدریجان پدرش مقاومت کرد و اعلام کرد که «شاهزاده در دوران دعا ناتوانی پدرش حقی برتر از هر رعیت دیگری در قلمرو ندارد.» پارلمان ایرلند در خطابهای خطاب به شاهزاده از او خواست که «حکومت ایرلند را در طول دوران ناتوانی پادشاه جادو و طلسمات و نه بیشتر از آن، به عهده بگیرد؛ و تحت عنوان نایبالسلطنه شاهزاده ایرلند، به نام و از طرف اعلیحضرت، طبق قوانین و قانون اساسی آن پادشاهی، تمام اختیارات سلطنتی، صلاحیت قضایی و امتیازات مربوط به تاج و حکومت متعلق به آن را اعمال کند.» پلهام، در حالی که از «ترفندها و
دسیسههای جناح آقای پیت» صحبت میکرد، اضافه میکند: «وقت ندارم بیان کنم که شاهزاده چقدر تحت تأثیر اعتماد و دلبستگی پارلمان ایرلند قرار گرفته است.» پورتلند نیز همین لحن را دارد. اسناد باکینگهام مطالب غنی دعا برای تاریخچه این موضوع ارائه میدهند.[صفحه ۲۵۴] مبارزه. سردبیر محترم اذعان میکند که «پارلمان ایرلند حق مسلم تصمیمگیری در مورد نیابت طلسم نویس شهر داران سلطنت را به روش خود حفظ کرد.» موضع لرد باکینگهام به طرز عجیبی شرمآور شده بود. در صورت انجام چنین خطابهای، چه مسیری باید در پیش گرفته شود؟ این طلسم مخمصه آنقدر عجیب بود و ملاحظات قانون اساسی از چنان اهمیتی برخوردار بود جادو و طلسمات که نگرانیهای جدی را برای دولت بهترین دعانویس شهر ایجاد کرد.[604] امیدهایی وجود داشت که پادشاه بهبود یابد.
نایبالسلطنه دستورهایی برای استفاده از تاکتیکهای بازدارنده طلسم نویس شهر فولاد شهر دریافت میکند: «از طلسم هر تلاش ممکن، با تمام توان، استفاده کنید، در مورد هر سؤالی بحث کنید، در مورد هر سؤالی اختلاف نظر داشته باشید، طلسم نویس جلسه را به تعویق بیندازید و هر روش جادو و طلسمات دیگری را که میتوانید پیشنهاد دهید، برای به دست آوردن زمان به طلسم نویس کار بگیرید!»[605] اما نایبالسلطنه اقدامات بهترین دعانویس شهر بیشتری انجام داد. او آشکارا تهدید کرد که هر حریفی را «قربانی رأی خود» خواهد کرد. به فیتزگیبون قول داده شد که در صورت پیروزی در انتخابات پیت، نشانها و مقام اشرافی را دریافت کند. به طور متناوب از تطمیع و تهدید استفاده میشد.
مقامهای اشرافی کیلمین، گلنتورث و کلونکوری به پول نقد فروخته شدند و درآمد حاصل از آن صرف خرید اعضا شد. در همین حال، حال پادشاه رو به بهبودی رفت. در پی آن، رئیس دعا دفتر اسناد رسمی، خزانهدار، متصدی مجوزها، رئیس کل پست، وزیر جنگ، حسابرس تمبر و سایر کارمندان دولت برکنار شدند. دوک لینستر، لرد شانون و خانواده پونسونبی به صندوق سپرده شدند. مشاغلی که مدتها غیرفعال مانده بودند، احیا شدند، مشاغل تشریفاتی ایجاد شدند، حقوقها افزایش یافت؛ در حالی که مناصبی مانند هیئت تمبر و حسابها که تاکنون توسط یک نفر اداره میشد، به یک نهاد مشترک تبدیل شد.
اداره وزنکشی کورک به سه بخش تقسیم شده بود که وظایف آن توسط نمایندگان انجام میشد، در حالی که مدیران، بهترین دعانویس شهر که سود را به جیب میزدند، کرسیهایی در پارلمان داشتند. طلسم نویس در سال ۱۷۹۰، صد و ده نفر از اعضای مجلس نمایندگان بودند.
طلسم نویس شهر صدرا